تبلیغات
بانک نرم افزار دانلود موسقی وفیلم - مجموعه بهترین پ ن پ های خنده دارخرداد ۹۱

تشكر از شما بازدید كننده گرامی

مقداد توکلی

جستجو

 

مجموعه بهترین پ ن پ های خنده دارخرداد ۹۱

دوشنبه 29 خرداد 1391   10:22 ب.ظ



مامور آمار : همین ۵ نفر هستید دیگه ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ۶ تامون Hidden شدن باید از Folder Option پیداشون کنید !
.
.
.
شب کولر رو از سرما خاموش کردم
داداشم میگه سردت شده که داری می لرزی ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ رفتم رو ویبره
نگران نباش بگیر بخواب شارجم تموم میشه ، منم می خوابم !
.
.
.
آه میکشم دوستم میگه دلت گرفته ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ آه شادیه !
.
.
.
بچه ۲ ماهه رو بردیم دکتر میگم دلش درد میکنه ، دکتر میگه شیر خورده ؟
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ جاتون خالی ظهر آبگوشت با پیاز زده به بدن !


دوستم گفت هر وقت نا امید شدی برو کوهستان و داد بزن امیدی هست؟ جواب میاد هستـــ هستـــ هست ..... من هم رفتم کوهستـان و داد زدم امیدی هست؟ جواب اومد پـــ نــه پــــــ ، پـــ نــه پــــــ پـــ نــه پـــــــ ....!!


****************

 

 

میگه امتحان چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـــ نــه پــــ... وصایای الیزابت تیلور

 

****************

 

رفتیم رستوران، میگم 2 تا جوجه لطفا، میگه جوجه کباب؟ پـــ نه پــــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!



http://panapa.ir/themes/default/imgs/logo.png

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.

یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟

پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

.

.

.

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!

پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

.

.

.

به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.

میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره !

.

.

.

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،

میگه بال مرغ؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !

.

.

.

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟

میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.

میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

.

.

.

مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟

گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !

.

.

.

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟

میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!

.

.

.

سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟

عروس: پـَـ نـَـ پـَـ  متهمی !

.


جدیدترین پَ نَ پَ ها

طرف میره سوپر مارکت میگه آقا نوشابه دارید ؟ مغازه داره میگه مشکی ؟ طرف میگه : پَ… مغازه داره میگه : کوفت ، زهرمار ، گمشو بیرون ! طرف میگه صبر کنین کامل بگم ! پنیرم دارید ؟ مغازه دار کلی عذرخواهی میکنه و میگه پنیر کیلویی میخواید ؟ طرف میگه : پَ نَ پَ متری میخوام !!!
.
.
رفتیم دستشویی عمومی شلوغ بود ، ملت صف کشیده بودن که یکی از آخر صف گفت : کار من سرپاییه ! گفتم پَ نَ پَ ما می خوایم بستری بشیم !!!
.
.
بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه معین خودتی ؟ میگم: پَ نَ پَ به سیستم تلفنبانک بانک تجارت خوش آمدید ! برای پرداخت قبوض شماره ۱ ، برای اطلاع از موجودی حساب شماره ۲ ! گفت زهرمار و قطع کرد ! دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق ! منم پای پَ نَ پَ بودم ، گفت اگه یه بار دیگه بگی پَ نَ پَ دیگه تو این خونه نمیخوابی !!! گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟ گفت پَ نَ پَ خونه رو عوض میکنم !
.
.
میخوام مسواک بزنم ، مامانم میپرسه میخوای مسواک بزنی ؟
میگم بله مامان جون !!! میگه خمیر دندونم روش میزنی ؟ میگم بله مامان جان !!!
میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پَ نَ پَ درست کردم واست ، استفاده نکردی !!! منم گفتم پَ نَ پَ خز شده مامان جان !!!



http://panapa.ir/themes/default/imgs/logo.png

رفتم استخر مرده میگه می خوای شنا کنی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ نمکم اومدم تو آب حل شم

.

.

.

دل پیچه دارم زود تند سریع باید برم دستشویی مامانم میگه چرا میلرزی دستشویی داری؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ رو حالت ویبره ولم کردن توام بیا خاموشم کن

.

.

.

اعلامیه زدم یه کلیه امو بفروشم..پرسید بخاطر پولشه؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ تو دلم احساس سنگینی میکنم گفتم یه کم سبک شم!

.

.

.

رفتم موتورمو از پارکینگ بگیرم میگن اومدی موتورتو ترخیص کنی میگم ؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ملاقاتیش براش پسته و دمپایی ابری هم آوردم

.

.

.

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟ پـَـــ نــه پـَـــ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته


شعر خنده دار و کرکره خنده

به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان…
میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم.

.

.

.

صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه

.

.

.

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛
میگه آقاجون میخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه !



http://s2.picofile.com/file/7223314301/sms_panapa.png

طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونو زدم میگه صدای ما اذیتتون میکنه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیاد !
.
.
.
بابام زنگ زده میگه سند خونه رو بردار بیار ! بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند خونتونه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم معلمشون دعواش کرده !
.
.
.
کامپیوتر داشت کار میکرد که یِیهو دود سیاهی از پشتش زد بیرون ! میگه : کامیپوترت سوخت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاکس شد !


نوشته شده توسط : سمیرا آقابابایی